تبليغاتX
اشک بارون - یه دونه شعر از بی وفا
سلام دوستان:
یه روز داشتم شبکه استانی بوشهر رو نگاه می کردم ،دیدم  ............
همین باعث شد امروز تصمیم بگیرم یکی از شعراش رو بذارم تا شما عزیزانم بخونید.
.


بی تو یک روز دراین فاصله ها خواهم مرد

مثل یک بیت ته قافیه ها خواهم مرد

تو که رفتی همه ثانیه ها سایه شدند

سایه در سایه آن ثانیه ها خواهم مرد

نغمه های تو زبی رنگی دریا گفتند

موج در موج در این خاطره ها خواهم مرد

گم شدم در قدم دوری چشمان بهار

بی تو یک روز در این فاصله ها خواهم مرد

دوستان منو ببخشید که خونوادگی شد این آپ دل خونی من

وقتی نفست گرفت ،وقتی نفس زدنت به شماره افتاد ،وقتی داد می زنی :دیگه نمی تونم
وقتی ثانیه ها برات میشن سال ،وقتی احساس کردی خیلی وقته مرده ایی ،حتما می دونی من چی می گم، چی می کشم
لعنت به من به زندگی به روزگار وبه تو

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و ششم آذر 1386ساعت 2:45 بعد از ظهر توسط یدی |