تبليغاتX
اشک بارون - چند بیت از شعر (حرفای دیروزی)
گذشتی روز بارونی ولی باز بی خبر بودی

تو می رفتی ومن دیدم که آن دم در سفر بودی

تو می رفتی که از من بگذری اماقدمهایت

نمی کندنددل از اینجادل از موندن دل از رفتن ...

تومی رفتی ومن یکباردیگر هم نگاه کردم

نمی دیدی که گریونم، تورو باز هم صدا کردم

توامابی خبراز من سفرکردی به تنهایی

دلم باور نکردشایدکه یک روزی تو باز آیی

+ نوشته شده در یکشنبه سیزدهم اسفند 1385ساعت 10:12 بعد از ظهر توسط یدی |