سلام دوستان:
اينهم يه شعر دست وپا شكسته كه تقديم مي كنم به عزيزانم:
يكي من را شكست وخود سفر كرد
سفر كردو مرا بس دربه دركرد
مرابس دربه در،در شهر غربت
نپرسيد از دلم،اين هم حذر كرد
البته اين دو بيتش بود كه تقديم شما كردم اميدوارم با راهنمايي شما
بتونم اشكالاتم رو اصلاح كنم
برو اي مسافر،سفرپربلاست
چه پيش آيدش سوي تو،باخداست
ياعلي
+
نوشته شده در چهارشنبه هجدهم مهر 1386ساعت 1:34 بعد از ظهر توسط یدی
|