تبليغاتX
اشک بارون - قبيله
سلام

مي گم شما هم حتما" اين شعر يا مطلب زيبا رو شنيده ايد .لطفا" يك بار ديگر دقت بفرماييد:


من درعزاي قبيله ام گريستم

ورساي غم را درصداي دهل شنيدم

برادرم كه مرد......

بربالاي بلندترين تپه آبادي نامش را صدا زدم

اما چه سود ...


كه برادرم از گرسنگي مرد و:

قبيله ام درعزايش گوسفند ها سر بريدند


نمي دانم شما چه احساسي بهتون دست مي ده ولي من به چشم مثل خيلي

از شما ها اين مسئله رو ديده ام .

بيا من و تو گوسفند ها را قبل مرگ عزيزان سر ببريم


يا مولا علي (ع)
+ نوشته شده در دوشنبه پنجم شهریور 1386ساعت 10:35 بعد از ظهر توسط یدی |