تبليغاتX
اشک بارون - خانه خراب

قدم بزن به قلب من،غرق سكوت گشته ام

نياي،بدون كه بي تومن،باشب سردرفته ام

 

قدم بزن دوباره باز،بي توبه راه مانده ام

به قلب غم نشسته ام ،نام تو ياد داده ام

 

سرود سردبي كسي،همره من گشته است

دريچه هابه روي من،بي تو هنوز بسته است

 

پرنده قفس نشين،چون دل خسته ام كجاست؟

صداي رقص غصه ها،دردل و جان من بپاست

 

ستاره هاي شهر من ،رنگ سياه مي زنند

غماي تار زندگيم،چاله به راه مي كنند

 

دلم  براي  بو دنش  راه  سراب  مي رود

وفا نديد كه اين چنين ،خانه خراب مي رود…

 

دوستاني كه محبت مي كنند براي بنده حقير نظر مي دن ،

خواهشمندم آدرس وبلاگشون رو درست نوشته تا جهت

 عرض ادب متقابل، بنده دسترسي به وبلاگشون داشته باشم .

در ضمن اين شعر جهت سپاس وعرض ادب به همه دوستان،

 به خصوص صاحب وبلاگ ساحل يخي  سروده ام كه اميدوارم

 وتمنا مي كنم از خداي بزرگ كه هيچ كدوم از دوستان  براي

بودنشان به هر قيمتي ،در مسير پيش رو راه سراب و ... در نتيجه

 خانه خراب نروند.

يا علي

 

+ نوشته شده در دوشنبه چهاردهم خرداد 1386ساعت 11:43 بعد از ظهر توسط یدی |