در به در من می روم ،این شهرو آن شهرای دور
گونه ام خیسست وهر جا من نصیبم اشک شور
هر کسی دیدم تو را از او سوالی کرده ام
هر نشونی داده اند اونجا نگاهی کرده ام
پای عریونم به دنبالت به هر جا می رود
جسم من دامن کشان اینجا و آنجا می برد
من ولی عاشقتر از پیش می روم هر جا که شد
تا که پیدایت نمایم یامن سپارم جان خود
جان من نیست لایقت این راخودم دانسته ام
من نگاهم غیرعشقت روی هر چیز بسته ام
در به در باز می روم هرجاکه شد هرجاکه بود
تا بیابم من تو را یا دیر دیر یا زود زود
خستگی اما نمی یابد درونم راه خویش
می روم نابود کنم هر مانعی در راه پیش
من صدایت راشنیدم ، قلب من می نالدش
خواستنت رالحظه ایی هم از خدا می خواهدش
خواهمت بینم تو را هر لحظه ایی من سیر سیر
ور نه این جانم چرا باشد تو این جانم بگیر