تبليغاتX
اشک بارون

چپ وراست دردنیا:

در نظام سیاسی بین الملل مرسوم است که جناح های سیاسی را به دو دسته راست و چپ تقسیم می کنند. ریشه تاریخی این مساله به پارلمان فرانسه باز می گردد که در آن دو جناح عمده شکل گرفت. یکی از آنها در سمت راست هیات رئیسه و دیگری در سمت چپ هیات رئیسه می نشست. به این ترتیب به راست و چپ مشهور شدند.

در اصطلاح های بین المللی گروه های راست یا محافظه کار گروههایی هستند که خواهان حفظ وضع موجود بوده و از اقتصاد آزاد و دولت حداقلی حمایت می کنند و در زمانی که دنیا به دو بلوک تقسیم شده بود به آمریکا تمایل داشتند.

گروه های چپ گروه هایی هستند که عمدتا به انقلاب و بر هم زدن وضع موجود تمایل داشته و از سیاستهای اقتصادی چپ مانند یارانه، کوپن و... استقبال کرده و با اقتصاد آزاد مخالف هستند. احزاب تندروی چپ طرفدار حذف مالکیت و دولتی شدن تمام یا اکثر عرصه های اقتصادی هستند. این گروه ها در زمانی که دنیا به دو بلوک تقسیم شده بود به آمریکا تمایل داشتند.

تطبیق این تقسیم بندی بین المللی بر احزاب ایران کمی دشوار است. هرچند تقسیم بندی راست و چپ در ایران نیز به کار می رود ولی منطبق با تقسیم بندی رایج جهانی نیست هرچند کاملا هم بی ارتباط نیست. به خصوص آنکه مواضع برخی احزاب ایران از ابتدای انقلاب تاکنون تغییر یافته است.

راست و چپ در ایران:

در اوایل انقلاب گروه هایی که به اقتصاد آزاد متمایل بودند را راست نامیدند و گروه هایی که به اقتصاد دولتی تمایل داشتند را چپ. به خصوص آنکه گروه های چپ به حرکتهای انقلابی مانند تسخیر لانه جاسوسی تمایل بیشتری داشتند.

اما به مرور در مواضع این گروه ها تغییراتی ایجاد شد، بخش عمده ای از گروه های چپ از اقتصاد دولتی فاصله گرفته و بیش از گروه های راست بر اقتصاد آزاد تاکید کردند و مهمتر از آن به سوی شعار آزادی تمایل یافتند و بعد از دوم خرداد 1376 به گروه های اصلاح طلب شهرت یافتند. گروه های اصلاح طلب که تاکید بیشتری بر جمهوریت نظام دارند تا اسلامیت آن، خواهان ایجاد اصلاحات در برخی شعارها و ساختارهای برآمده از انقلاب هستند. حزب مشارکت، سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی، حزب همبستگی، حزب کارگزاران سازندگی، مجمع روحانیون مبارز، حزب اعتماد ملی و... از مهمترین گروه های طرفدار اصلاح طلبی هستند.

در مقابل گروه های راست که همچنان موضع قبلی خود را در برابر اقتصاد بازار حفظ کرده بودند، در برابر شعار آزادی مطرح شده از سوی گروه های اصلاح طلب موضع گرفته و به حاکمیت بیشتر ارزشهای دینی در جامعه تاکید نمودند و آزادی بیش از حد را نقد کرده و به گروه های اصولگرا مشهور شدند. این گروه ها که بیشتر بر اسلامیت نظام تاکید دارند تا جمهوریت آن، خواستار حفظ و حراست از اصول و ارزشهای انقلاب می باشند.

جامعه روحانیت مبارز، جامعه مدرسین، حزب موتلفه اسلامی، جامعه اسلامی مهندسین ، جامعه زینب(س)، جمعیت ایثارگران انقلاب اسلامی ، جامعه انجمن‌های اسلامی اصناف و بازار، اصولگرایان تحول خواه و.... از مهمترین گروه های طرفدار اصولگرایی می باشند.

البته لازم به ذکر است که جریانات سیاسی در ایران مانند یک طیف است و دقیقا نمی توان تمام گروه ها را به طور دقیق به دو دسته راست و چپ تقسیم کرد و در بسیاری موارد گروه ها مواضع بینابینی را اتخاذ می کنند.

+ نوشته شده در شنبه سی ام آبان 1388ساعت 0:0 قبل از ظهر توسط یدی |


درپی دست به دامان شدن مثلث نفاق (خاتمی ،کروبی وموسوی)و درخواست یاری اشراف زاده گان پایتخت نشین از شیخ حسین علی منتظری (همانی که قلب امام را شکست و....خدا لعنت کند آنانی که قلب امام را شکستند) برآن شدم تا با درج نامه امام به شیخ حسین ،چراغی دیگر بر سر راه آنانی روشن نماییم که با طرفداری از ....پای دراهی گذاشته اند که انتهایش شراکت در شکستن خط امام وقلب امام است. باشد که دوستان با بصیرت وبدون توجه به تیپ ها وبیانیه ها اصلاح مسیر و تجدید در افکار نمایند.

بسم الله الرحمن الرحيم

جناب آقاي منتظري

با دلي پر خون و قلبي شكسته چند كلمه‌اي برايتان مي‌نويسم تا مردم روزي در جريان امر قرار گيرند. شما در نامه اخيرتان نوشته‌ايد كه نظر تو را شرعاً بر نظر خود مقدم مي‌دانم؛ خدا را در نظر مي‌گيرم و مسائلي را گوشزد مي‌كنم. از آنجا كه روشن شده است كه شما اين كشور و انقلاب اسلامي عزيز مردم مسلمان ايران را پس از من به دست ليبرال‌ها و از كانال آنها به منافقين مي‌سپاريد، صلاحيت و مشروعيت رهبري آينده نظام را از دست داده‌ايد. شما در اكثر نامه‌ها و صحبت‌ها و موضعگيري‌هايتان نشان داديد كه معتقديد ليبرال‌ها و منافقين بايد بر كشور حكومت كنند. به قدري مطالبي كه مي‌گفتيد ديكته شده منافقين بود كه من فايده‌اي براي جواب به آنها نمي‌ديدم. مثلا در همين دفاعيه شما از منافقين تعداد بسيار معدودي كه در جنگ مسلحانه عليه اسلام و انقلاب محكوم به اعدام شده بودند را منافقين از دهان و قلم شما به آلاف و الوف رساندند و مي‌بينيد كه چه خدمت ارزنده‌اي به استكبار كرده‌ايد. در مساله مهدي هاشمي قاتل، شما او را از همه متدينين متدين‌تر مي‌دانستيد و با اينكه برايتان ثابت شده بود كه او قاتل است مرتب پيغام مي‌داديد كه او را نكشيد. از قضاياي مثل قضيه مهدي هاشمي كه بسيار است و من حال بازگو كردن تمامي آنها را ندارم. شما از اين پس وكيل من نمي‌باشيد و به طلابي كه پول براي شما مي‌آورند بگوييد به قم منزل آقاي پسنديده و يا در تهران به جماران مراجعه كنند. بحمد الله از اين پس شما مساله مالي هم نداريد. اگر شما نظر من را شرعاً
مقدم بر نظر خود مي‌دانيد -كه مسلماً منافقين صلاح نمي‌دانند و شما مشغول به نوشتن چيزهايي مي‌شويد كه آخرتتان را خراب‌تر مي‌كند-، با دلي شكسته و سينه‌اي گداخته از آتش بي‌مهري‌ها با اتكا به خداوند متعال به شما كه حاصل عمر من بوديد چند نصيحت مي‌كنم ديگر خود دانيد:

1 - سعي كنيد افراد بيت خود را عوض كنيد تا سهم مبارك امام بر حلقوم منافقين و گروه مهدي هاشمي و ليبرال‌ها نريزد.

2 - از آنجا كه ساده‌لوح هستيد و سريعاً تحريك مي‌شويد در هيچ كار سياسي دخالت نكنيد، شايد خدا از سر تقصيرات شما بگذرد.

3 - ديگر نه براي من نامه بنويسيد و نه اجازه دهيد منافقين هر چه اسرار مملكت است را به راديوهاي بيگانه دهند.

4 - نامه‌ها و سخنراني‌هاي منافقين كه به وسيله شما از رسانه‌هاي گروهي به مردم مي‌رسيد؛ ضربات سنگيني بر اسلام و انقلاب زد و موجب خيانتي بزرگ به سربازان گمنام امام زمان -روحي له الفدا- و خون‌هاي پاك شهداي اسلام و انقلاب گرديد؛ براي اينكه در قعر جهنم نسوزيد خود اعتراف به اشتباه و گناه كنيد، شايد خدا كمكتان كند.

و الله قسم، من از ابتدا با انتخاب شما مخالف بودم، ولي در آن وقت شما را ساده‌لوح مي‌دانستم كه مدير و مدبر نبوديد ولي شخصي بوديد تحصيل‌كرده كه مفيد براي حوزه‌هاي علميه بوديد و اگر اين گونه كارهاتان را ادامه دهيد مسلما تكليف ديگري دارم و مي‌دانيد كه از تكليف خود سرپيچي نمي‌كنم. و الله قسم، من با نخست‌وزيري بازرگان مخالف بودم ولي او را هم آدم خوبي مي‌دانستم. و الله قسم، من راي به رياست جمهوري بني‌صدر ندادم و در تمام موارد نظر دوستان را پذيرفتم.
سخني از سر درد و رنج و با دلي شكسته و پر از غم و اندوه با مردم عزيزمان دارم: من با خداي خود عهد كردم كه از بدي افرادي كه مكلف به اغماض آن نيستم هرگز چشم‌پوشي نكنم. من با خداي خود پيمان بسته‌ام كه رضاي او را بر رضاي مردم و دوستان مقدم دارم؛ اگر تمام جهان عليه من قيام كنند دست از حق و حقيقت برنمي‌دارم.
من كار به تاريخ و آنچه اتفاق مي‌افتد ندارم؛ من تنها بايد به وظيفه شرعي خود عمل كنم. من بعد از خدا با مردم خوب و شريف و نجيب پيمان بسته‌ام كه واقعيات را در موقع مناسبش با آنها در ميان گذارم. تاريخ اسلام پر است از خيانت بزرگانش به اسلام؛ سعي كنند تحت تاثير دروغ‌هاي ديكته شده كه اين روزها راديوهاي بيگانه آن را با شوق و شور و شعف پخش مي‌كنند نگردند. از خدا مي‌خواهم كه به پدر پير مردم عزيز ايران صبر و تحمل عطا فرمايد و او را بخشيده و از اين دنيا ببرد تا طعم تلخ خيانت دوستان را بيش از اين نچشد. ما همه راضي هستيم به رضايت او؛ از خود كه چيزي نداريم، هر چه هست اوست. و السلام.

يكشنبه 6 / 1 / 68

روح‌الله الموسوي الخميني

بسم اللّه الرحمن الرحيم.

محضر مبارك آيت اللّه العظمى امام خمينى - مدظله العالى

پس از سلام و تحيت، مرقومه شريفه مورخ 6/1/68 واصل شد.

ضمن تشكر از ارشادات و راهنماييهاى حضرتعالى به عرض مى رساند، مطمئن باشيد همان طور كه از آغاز مبارزه تاكنون در همه مراحل همچون سربازى فداكار و از خود گذشته و مطيع در كنار حضرتعالى و در مسير اسلام و انقلاب بوده ام، اينك نيز خود را ملزم به اطاعت و اجراى دستورات حضرتعالى مى دانم، زيرا بقا وثبات نظام اسلامى مرهون اطاعت ازمقام معظم رهبرى است.
براى هيچ كس قابل شك نيست كه اين انقلاب عظيم تا كنون در سايه رهبرى و ارشادات حضرتعالى از خطرات مهمى گذشته ، و دشمنان زيادى همچون منافقين كوردل، كه دستشان به خون هزاران نفر از مردم و شخصيتهاى عزيز ما و از جمله فرزند عزيز خود من(1) آغشته است، و ساير جناحهاى مخالف و ضد انقلاب و سازشكار و ليبرال مابهاى كج فكر را رسوا واز صحنه خارج نموده است.
آيا جنايات هولناك وضربات ناجوانمردانه اين روسياهان كوردل به انقلاب و كشور و ملت عزيز و فداكار ما فراموش شدنى است? و اگر بلندگوهاى آنان و راديوهاى بيگانه خيال مى كنند با جوسازيها و نشر اكاذيب و شايعه پراكنيها به نام اينجانب مى توانند به اهداف شوم خود برسند و در همبستگى ملت ما رخنه كنند، سخت در اشتباهند.
و راجع به تعيين اينجانب به عنوان قائم مقام رهبرى، خود من از اول جدا مخالف بودم، و با توجه به مشكلات زياد و سنگينى بار مسئوليت، همان وقت به مجلس خبرگان نوشتم كه تعيين اينجانب به مصلحت نبوده است و اكنون نيز عدم آمادگى خود را صريحا اعلام مى كنم و از حضرتعالى تقاضا مى كنم به مجلس خبرگان دستور دهيد مصلحت آينده اسلام و انقلاب و كشور را قاطعانه در نظر بگيرند و به من اجازه فرماييد همچون گذشته يك طلبه كوچك و حقير در حوزه علميه به تدريس و فعاليتهاى علمى و خدمت به اسلام و انقلاب، زير سايه رهبرى حكيمانه حضرتعالى، اشتغال داشته باشم و اگر اشتباهات و ضعفهايى كه لازمه طبيعت انسان است رخ داده باشد، انشاءاللّه با رهبريهاى حضرتعالى مرتفع گردد و از همه برادران و خواهران عزيز و علاقه مند تقاضا مى كنم مبادا در مورد تصميم مقام معظم رهبرى و خبرگان محترم، به بهانه حمايت از من، كارى انجام دهند و يا كلمه اى بر زبان جارى نمايند، زيرا مقام معظم رهبرى و خبرگان جز خير و مصلحت اسلام و انقلاب را نمى خواهند.
اميد است اين شاگرد مخلص را هميشه از راهنماييهاى ارزنده خود بهره مند، و از دعاى خير فراموش نفرماييد.

والسلام عليكم و رحمةاللّه و بركاته .
7 / 1 / 68 - حسينعلى منتظرىامام خميني ، در پي دريافت استعفاي آقاي منتظري، طي نامه اي كه متن آن در صحن مجلس شوراي اسلامي و خبرگان رهبري قرائت شد، وي را از قائم مقامي رهبري معزول نمود. متن نامه امام خميني به اين شرح است :

بسم اللّه الرحمن الرحيم
جناب حجت الاسلام و المسلمين آقاى منتظرى - دامت افاضاته با سلام و آرزوى موفقيت براى شما، همانطور كه نوشته ايد رهبرى نظام جمهورى اسلامى كار مشكل و مسئوليت سنگين و خطيرى است كه تحملى بيش از طاقت شما مى خواهد و به همين جهت، هم شما و هم من از ابتدا با انتخاب شما مخالف بوديم، و در اين زمينه هر دو مثل هم فكر مى كرديم.
ولى خبرگان به اين نتيجه رسيده بودند، و من هم نمى خواستم در محدوده قانونى آنها دخالت كنم.
از اينكه عدم آمادگى خود را براى پست قائم مقامى رهبرى اعلام كرده ايد پس از قبول، صميمانه از شما تشكر مى نمايم.
همه مى دانند كه شما حاصل عمر من بوده ايد، و من به شما شديدا علاقه مندم.
براى اينكه اشتباهات گذشته تكرار نگردد، به شما نصيحت مى كنم كه بيت خود را از افراد ناصالح پاك نماييد، و از رفت و آمد مخالفين نظام، كه به اسم علاقه به اسلام و جمهورى اسلامى خود را جا مى زنند، جدا جلوگيرى كنيد.
من اين تذكر را در قضيه مهدى هاشمى هم به شما دادم.
من صلاح شما و انقلاب را در اين مى بينم كه شما فقيهى باشيد كه نظام و مردم از نظرات شما استفاده كنند.
از پخش دروغهاى راديو بيگانه متاثر نباشيد.
مردم ما شما را خوب مى شناسند، و حيله هاى دشمن را هم خوب درك كرده اند كه با نسبت هر چيزى به مقامات ايران كينه خود را به اسلام نشان مى دهند.
طلاب عزيز، ائمه محترم جمعه و جماعات، روزنامه ها، و راديو - تلويزيون، بايد براى مردم اين قضيه ساده را روشن كنند كه در اسلام مصلحت نظام از مسائلى است كه مقدم بر هر چيز است، و همه بايد تابع آن باشيم.
جنابعالى انشاءاللّه با درس و بحث خود حوزه و نظام را گرمى مى بخشيد.
والسلام عليكم.
8 / 1 / 68
خوب دوستان این امام واین شیخ حسین . حالا انتخاب کنید :
یا امام را بر می گزینید واز آنانی که شهوت قدرت کورشان کرده واین روزها دست به دامان شیخ حسین شده اند دوری میجویید...
و یا باز دل را به تیپ وبیانیه خوش خواهید کرد و در زبان امام را فریاد می زنید ودر عمل شیخ حسین وایادیش.
عبور از این فتنه فقط دو راه دارد:
پیروی از مقام شامخ ولایت و تفسیر قضایا با بصیرت

یا علی
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و چهارم آبان 1388ساعت 10:34 بعد از ظهر توسط یدی |

همیشه به اطرافیانم می گفتم که نشستن پای کانال های ضد انقلاب لوس آنجلسی باعث میشود که به مرور ذهن شما شستشو داده شود و دلیل آن هم اینست چون مواردی که مطرح می کنند شما نمی توانید پیش خودتان پاسخی در رد آن داشته باشید پس به مرور شما در دام می افتید و هرچه گفتند برای شما مقبول میفتد.برای این حرفم دلیل ویا مصداق شرعی نداشتم وبارها که حرف من رد میشد من جوابی مستدل برای دفاع از حرفم نداشتم.تا اینکه همین پنج شنبه قبل درس هایی از قرآن استاد قرائتی گوش می کردم و ایشان، هم آیه قرآن وهم چند حدیث از ائمه اطهار آوردند که مسلمان نباید سراغ چیزی برود که نمی تواند به تنهایی دفاعی درمقابلش داشته باشد.ایشان چند مثال هم مطرح کردند.مثلا شما نباید سراغ کتب ضاله بروید چون نمی توانیدپاسخ بدهید پس قبول می کنید. یازدهم آبان دوستی آمده بود پیشم وحرفش این بود که دفاع رییس جمهور از فلسطین ولبنان و... ، و اشغال سفارت آمریکا اشتباه بوده ونباید این موارد انجام میشد. گفتم اگر امروز یقه رییس جمهور رو بگیری وبگویی چرا از فلسطین ولبنان و.. حمایت می کنی  به تو می گوید اولا آیه وحدیث در باب حمایت از مسلمانان غیر داریم ودرثانی چون امام حمایت می کردند من هم حمایت می کنم. پس در اینجا تو چاره ایی نداری یا بگویی من امام خمینی روقبول ندارم یا دفاع از فلسطین و..اشغال سفارت آمریکا را بپذیری.
قبل از سیزده آبان هجم تبلیغات سنگینی علیه تسخیر لانه جاسوسی از طرف آن شبکه ها با همکاری بی بی سی والعربیه وصدای آمریکا ودوستان داخلی مخالف خط امام صورت می گرفت. دوستانی هم که تسخیر لانه جاسوسی رو رد می کنند چون پاسخی درمقابل این تبلیغات ندارندپس آن را می پذیرند واین میشود که انقلاب دوم ما( به فرموده حضرت امام )زیر سوال می برند.دیدن بی بی سی و..... جرم نیست اما چون من وتو درحدی نیستیم که بتوانیم مانع از نفوذ تبلیغات آنها بر دل وجان وعقید ه امان شویم پس دیدن این شبکه ها به صلاح مانیست ونخواهد بود.خیلی وقت پیش چندتا سایت اهل سنت رو می خوندم که بد جور شیعه رو کوبیده بودند.طوری نوشته بودند که اگر من قبلا یکی دوتا کتاب درمورد شیعه نخونده بودم باور کنید دچار شک می شدم. حتما شما می فرمایید با این شرایط باید چکار کنیم .الان دردهکده جهانی هر ثانیه میلیونها اطلاعات رد وبدل میشود وما بخواهیم یا نخواهیم درمعرض این هجمه ها هستیم.شاید بهترین پاسخ این باشد که کسی که پای شبکه های لوس آنجلسی و......می شیند حتما باید صحیفه نور حضرت امام درکنارش باشد.امام رحمه الله هر کلامش وهر سخنش به پشتوانه صدهها آیه وحدیث و. .است .اگر ندانیم اما م چه فرموده اند پس تسلیم فرمایشات اون وری ها بی درنگ خواهیم شد.خودتان این تسلیم شدن ها را این روزها به چشم می بینید.

من نوشته ام را با یک کلام نورانی از حضرت امام به پایان می برم که فرمودند: اگر غربی ها از شما تعریف وتمجید کردند بدانید که یک جای کارتان اشتباه بوده که آنها را به تعریف از شما وا داشته است. منظور حضرت امام اشتباه درباب عقیده وعملکرد وعدم رعایت شئونات دینی وشرعیست وگرنه آنها از تیم فوتبال ما هم تعریف می کنند .شما نمی توانید بگویید پس فوتبال ما خائن است. اگر این روزها وماههای قبل نگاهی به طرفداری وتمجید وتعریف غربی ها از یک دسته خاص در کشورمان بیندازیم وآن را کنار کلام نورانی امام بگذارید خواهید فهمید اشتباه درعقیده وعملکرد از طرف کدام دسته صورت می گیرد واین چراغ روشنیست برای آنان که به دنبال حقیقتند.

یا علی

+ نوشته شده در یکشنبه هفدهم آبان 1388ساعت 3:16 بعد از ظهر توسط یدی |

سلام دوستان. درآپ قبل پرسیده بودم که شما احکام رو از کی یادگرفتی؟وپدر ومادر وروحانی ومجتهدین حال حاضر از کجا .... حالا میریم سر اصل مطلب:

 اسلام دو شاخه اصلی دارد.یکی سنت ویکی تشیع. هرکدام هم بر اساس یک سری اعتقادات عمل می کنند. هر دو مکتب فوق بزرگانی داشته اند که حد فاصل ما و مکتب قرار دارند.هم ما هم اهل سنت .این بزرگان اقدام به نگارش وتفسیر وجمع آوری آیات وروایات معصومین کرده اند.اکثر قریب به اتفاق آنچه ما عمل می کنیم بر گرفته از این بزرگان است که بر این کار همت گماشته اند.(فعلا کاری به تفاوت دومکتب نداریم)  . هرچه شما به عنوان عبادت ویا احکام شرعی انجام می دهید در تشیع بر اساس کتب بسیارمهمیست که بزرگان گردآوری کرده اند بعلاوه تفاسیر این بزرگان از قرآن. شاید بحث ساده به نظر برسد ولی برای رسیدن به جواب یک سوال باید گام به گام بریم جلو. حالا میریم سراغ چندکتاب که مرجع تشیع می باشند یا همون کتب اربعه:

الكافى، نوشته محمد بن یعقوب كلینى (متوفاى  329ق)
مَن لا یَحضُرُهُ الفَقِیه، تألیف محمدبن على بن بابویه، معروف به شیخ صدوق (متوفاى  381ق)
تهذیب الاحكام ، نوشته محمد بن حسن طوسى، معروف به شیخ الطائفه (متوفاى  460ق)

الاستبصار فِیمَا اختُلف مِن الاخبار ، تألیف شیخ الطائفه

البته درکناراین کتب از بحارالانوار علامه مجلسی نیز نباید گذشت. که به گنجینه احادیث شیعه معروف است. البته صدها کتب مهم چه دراصول وفقه وحدیث و... در تشیع وجود دارد که از حوصله مطلب خارج است.   اینها رو بگذارید درکنار تفاسیر قرآن و سایر کتب شیعه آیا راهی برای گریز از دستورات باقی می گذارد؟

کتاب ارزشمند دیگر که متاسفانه متاسفانه به اسم بسیار بسیار معروف وبه  شناختش بسیار غریب واقع شده است نهج البلاغه سید رضی می باشد. قرآن که دیگر جای خود دارد.

اما هدف من از نوشتن این موارد که شما بهتر از من می دانید چیست؟

ببینید دوستان ، هرچه به اسم احکام ودستورات ما انجام می دهیم از این منابع گرفته شده است. اما سوال دومی که مطرح می کنم اینست :

چرا بعضی ازاحکام شرعی قبول دارید بعضی نه؟ چرا آنجا که مغایر اهداف وسلایق است نشنیده می گیریم وحتی نقد می کنیم اما آنجا که منافاتی با سلایق ندارد نصف ونیمه انجام می دهیم؟ آنچه شما به عنوان نماز وروزه و.... سایر عبادات واحکام شرعی انجام می دهید بر پایه این منابع است پس چرا آن دسته از احکامی که باعث می شود تا از سلایق وعقاید اجتماعی -سیاسی و فرهنگیمان دست برداریم واصلاح نماییم به آن عمل نمی کنیم.

هرچه تا امروز آموخته ایی فرض کن می ریزی دور واز اول شروع می کنی به تحقیق درباره مکتب تشیع .ایا غیر از این منابع منابعی دیگر وجود دارد؟سراغ کدام منبع می روی؟ پس همانطور که احکام دلپسندش می پسندی ،احکام دیگرش هم بپذیر وگرنه با امدن اسم مولا علی باید خجالت بکشیم.

این منابع درباره نماز وروزه وخمس وزکات چه گفته اند؟

این منابع درباره امر به معروف و....چه گفته اند و.............

این منابع درباره جهاد ........ درباره مسلمان دیگر......... درباره یتیم..........درباره ولایت ........

آیا شده یک روز زنگ بزنی به دفتر مرجع تقلیدت وبگویی من درباره ولایت و ولی فقیه توجیح نیستم لطفا توجیحم بفرما؟

آیا شده وقت فتنه ها بری فرمایشات گوهر بار هر دودسته بذاری کنار این منابع؟

آیا از خودت پرسیده ایی وقتی هاشمی وخاتمی واحمدی نژاد مقابل رهبری قرار می دهی آیا عملت درست است  یا خیر؟

آیا .... و دهها آیای دیگر..........

مرجع تقلید توکیست؟ نظرش رو درباره ولایت وجهاد ومسلمان غیر آیا می دانی؟؟؟

مگر هم پیامبر وهم مولا علی دستورات ویژه درباره مسلمانان دیگر بلاد نداده اند؟ پس چرا بی خیال شده ایی واسیر سایت ها وتبلیغات سیاسی شده ایی؟ برای چه؟ مگر  نفرمود اگر مسلمانی بشنود که خلخالی از پای زن مسلمانی به ظلم در آورده اند وتو بشنوی وبمیری .........

ما کجا می ریم؟ بدون تعصب می گویم  کجای این منابع کجای فرمایشات بزرگان کجای کلام مرجع تقلیدت کجای کلام امام ورهبری نوشته بی خیال؟.........برین حالش ببرین و  ....مگه به مطهری نمی نازی ؟ مگر سخنان این اندیشمند بزرگ درباره فلسطین گوش نکرده ایی؟؟؟
مگر نخوانده ایی که قرآن درباره حجاب چه فرموده است؟ پس چرا خانمت رابزک می کنی برادرم؟ خواهرم کجای دین نوشته مانتوی تنگ گناه که نیست ثواب هم دارد؟؟؟؟؟؟؟
مگر صف اول نماز جماعت اقای حاجی مکه رفته  نمی ایستی؟ پس این پول ربا دیگر چیست؟؟؟؟؟

اول از همه این حرفها رابه خودم می گویم کسی دلگیر نشود. ولی خلاصه کلام برادرم وخواهرم این رسمش نیست .برادرم : علی (ع)کسی که ربا می دهد کسی  که ناموس مردم را با چیتوز نمکی اشتباه می گیرد کسی که هر هزاریش از رباست وکسی که ... شک نکن که دوست ندارد.

خواهرم : یکبار دیگر به قرآن برگرد وببین درباره حجاب وحق وحقوق شوهرت چه فرموده است تا مبادا ....

یا حق


+ نوشته شده در یکشنبه دهم آبان 1388ساعت 7:27 بعد از ظهر توسط یدی |

دوستان ببخشید وسط آپ های تشیع شناسیم  یه آپ اضطراری می کنم. 

دوستی  یه نظر محبت آمیز داده بودند  ودر آخر فرموده اند که اگه مرد هستم جوابش بنویسم اینجا. من خدایی نمی دونم چه باید بنویسم. اما خوب مجبورم یه چیزایی بنویسم .
ببینید دوستان از روزی که این وبلاگ ساختم با کمک دوستان،  به جز دوتا وبلاگ بردخونی با هیچ کدوم ارتباطی نداشتم. دلایلی هم داشتم ..... این باعث شد که فقط با وبلاگهای شهرهای دیگه ارتباط داشته باشم. اما از چند وقت پیش که با وبلاگهای بردخونی ارتباط دارم متاسفانه روزانه به خودم پدرم ومادرم بد جور توهین می کنند .  تا الان تجربه نکردم که فحش دادن به دیگری چه لذتی دارد ولی خدایی وقاطعانه می گویم دوستانی که مرتب فحش می دهند وتوهین می کنند خواهش می کنم فقط وفقط به خودم فحش بدهند وکاری به پدر ومادرم نداشته باشند. اگه از طریق نظر دوستانی که توهین می کنند ارضاء نمی شوند خبر کنند تا خودم حضوری بیام خدمتشون تا دلشون خواست توهین کنند و فحش بدهند وقتی آروم شدند من بر می گردم وبه شرافت فاطمه زهرا قسم می خورم من فقط ساکت می نشینم تا اونا فحشاشون تموم بشه وحرفی نزنم. بهر حال من درک می کنم هر کسی از راهی خاص لذت می برد شاید این دوستان توهین وفحش براشون لذت بخش باشه ومن هرگز مانع لذت اونا نمیشم. ولی خواهش می کنم کاری به پدر ومادرم نداشته باشید .خودم تا قیامت در  خدمتتون هستم .
البته من یه چیزایی آموختم که فحش دادن کار خوبی نیست ولی  متاسفانه بعضی ها لذت می برند و من درکشون می کنم. البته من از طریق آ ی پی همشون رو رد گیری می کنم. بذارین یه مثال بزنم: یه مورد چند وقت پیش داشتم که ........ من همون موقع شروع کردم به رد گیری آی پی این شخص  (که البته من از همین جا بهشون میگم من ارتون ناراحت نیستم) خلاصه بعد یکی دوروز فهمیدم آی پی مربوط به یکی از دوستان گلمون می باشه که ...... تصمیم گرفتم برم سراغش و.... ولی بعد گفتم این چه کاریه........ بذار راحت باشند بالاخره شان وشخصیت ........

اما مهمترین موضوع اینه که متاسفانه شاکله وساختار تربیتی وفرهنگی شهر ما عقب افتاده است وکاریش نمیشه کرد. شهری که اگه یه روز عینک آفتابی بزنی  میگن لات شده ... تا بیای یه دور توی شهر بزنی میگن اومده دختر بازی........ تا یه روز با کسی کار داشته باشی وبری در خونه اش میگن با زن فلانی دوسته .........سرت زیر بندازی  میگن هالو........ سرت بالا باشه میگن داره زن ودختر های مردم نگاه می کنه........الغرض این شهر ماست وتوقعی ..............

البته با عذر خواهی وعرض پوزش از آن دسته محدود افرادی که در این شهر علی وار زندگی کردند وزندگی می کنند .سوءتفاهم نشه ولی کلیت شهر اینه واین متاسفانه یه واقعیته واگه کسی حرف منو قبول نکنه حتما اینجا زندگی نکرده.

ببخشید        یا علی


+ نوشته شده در شنبه نهم آبان 1388ساعت 11:58 بعد از ظهر توسط یدی |

سلام دوستان
از این آپ یه سری مباحث شروع می کنم با طرح بعضی سوالات. خواهش می کنم هر کی مطلب رو خوند جواب سوالات بده تا ببینیم آخرش چه میشه.
راستش این سوالات پایه اییه یعنی ارتباط مستقیم با دین شما داره:

سوال : کی یادت داده  دوازده تا امام هست؟ کی گفته وتو از کجا فهمیدی اینجوری نماز وروزه و...... انجام بدی؟ کی یادت داده و از کجا فهمیدی که عاشورایی هست؟ کی بهت یاد داده امام دوازد هم غایبه وحتما میاد؟ کی به تو یادت داده  توی جنگ کربلا حق با امام حسین بوده؟؟؟؟؟؟ کی یادت داده روز عاشورا گریه کنی؟ کی گفته برو اعتکاف؟ کی یادت داده  خمس وزکات بدی وبری حج ؟؟؟؟؟؟ کی وکجا وچه کسی یادت داده  که غیبت ،دزدی،چشم چرونی، قتل، مردم آزاری، دروغ گفتن و..... حرامه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ ناموسا " بگو چه کسی یادت داده؟؟ بابات ؟ مامانت؟ داییات؟ خاله وعمه یا همسایه تون؟؟؟؟؟؟؟
از کجا فهمیدی قرآن راسته ؟؟ نهج البلاغه راسته؟؟؟ واسه چی نماز می خونی؟؟؟؟؟  چه کسی به تو یاد داده آخرتی هست؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
می خوای بازم بپرسم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

شرافتا" ناموسا" بینی وبین الله  جواب بده چه کسی یادت داده؟؟؟؟؟؟؟؟
همسایه ؟ بابا؟ مامان؟ و... روحانی مسجد محل؟؟؟؟؟؟؟ بی بی سی ؟؟؟ فاکس نیوز؟؟؟ یا کانال های چندش آور لوس آنجلسی که هر شب مخت رو تلیت می کنند؟؟؟

شاید بگی یدی  داری کفر می گی  اما برادر عزیز من ،منه نادان از توی دانا می پرسم .پرسیدن عیبه؟؟؟؟
میگم شاید هم این جمهوری اسلامی  این موارد یادت داده ؟؟؟؟ اصلا قبل انقلاب  این موارد اگه بوده چه کسی یاد اونا داده بوده؟؟؟ قبل انقلاب که جمهوری اسلامی نبوده؟؟؟

برادرم وخواهرم : می دونم که  بی شک می دانید که این موارد واحکام اسلام عزیز  که از  قادر متعال به وسیله خاتمش (ص) بر انسانها ارزانی شده . اما این سوال من نیست. سوال من اینه :
این که خدایی هست و پیامبری وامامی و احکامی و...... چه کسی به شما یاد داده ؟
تو اگر شیعه هستی  چه کسی به تو یاد داده شیعه باشی؟؟؟؟؟ حتما می گی امام علی وائمه (ع) یادم دادند. اما من می گم چه کسی وکجا به تو گفته یا یادت داده که امامان ما  این موارد رو فرمودند؟؟؟؟

این سوالات دراصل یک سواله ، این سوال و  جواب بدین  تا بعد ودر اپ بعدی قدم به قدم بگم که چرا متاسفانه داریم دین را براساس سلایق سیاسیمان چینش می کنیم

یا علی

+ نوشته شده در پنجشنبه هفتم آبان 1388ساعت 2:42 بعد از ظهر توسط یدی |