تبليغاتX
اشک بارون
سلام بر همه دوستان گرامی:

اینم یه شعر دست وپا شکسته دیگه از بنده کمترین .اگه اشکالات عروضی داشت ببخشید.

یک آن شدم مغرور، من شیعه مولایم                من هستم  و می باشم در محفل او جایم

گفتم که نمازم حق، جز راست نمی گویم            همواره طریق حق ،می پویم ومی  جویم

دستم به سر ایتام،دائم به دوچشم گریه               از بر شده ام امروز، صد حکمت وصد آیه

گفتم که حریفم نیست ،هر گز به جهانم نفس       من مالک اشتر یا،   این  ماه ویا آن شمس

کی باشد ومی باشد،چون من به علی شیعه          من شیر علی هستم در کوه ودمن ،  بیشه

اما  به ندا آمد  دیوار زبان   بسته                  این نیست که باید بود، ای گوش ودهان بسته

گر شیعه مولایی ،حرفت ز ولایت  باد           بی نام ولایت نیست ،ماندن به زمان در یاد

هر کس که ولایت را منکر به جهان باشد          هر کس که علی تنها برنام ودهان باشد

هر کس که نماز او بی نام ولایت شد             بی ضامن مولا در،  فردای  قیامت   شد


دوستان عزیز حتما می دونند که تنها وتنها وتنها تفاوت شیعه با اهل تسنن در ولایت است.یعنی اگر کسی ولایت را قبول دارد شیعه است واگر ندارد سنی.این حرف من نیست.این را بحارالانوار و اصول کافی با دهها سند ذکر کرده اند. پس مبادا خدای نا کرده از آن دسته دوستانی باشیم که علی و حسین و..ومهدی فاطمه را بی ولایت می خواهند.تکیه گاه شیعه بر ولایت استوار است وبس.

یا ساقی ولایتمداران عباس(ع)

+ نوشته شده در چهارشنبه نهم بهمن 1387ساعت 10:36 بعد از ظهر توسط یدی |