سلام دوستان :
اين هم يه درد دل باشما :
مي خوام برم كار بكنم................پارتي ندارم اي خدا
هيچ كي نبود به من بگه...............پاشو يدي تو هم بيا
ميگن برو پارس جنوب.................فراوونه كاراي خوب!
امادريغ كه سهم من ................از بستني فقط يه چوب
بابام به من گفته يدي.................كارم مياد يواش يواش
اگه بلد باشي چطور..................بري تو بانداي قماش
بهش مي گم كه پاپيم..............تو ساده ايي جون يدي
خدايه روزبه من ميگه...............پاشو يدي بگوعلي
دوستان گلم منظور من از بانداي قماش روابط فاميلي است كه متاسفانه ريشه منحوس خود رو در تمامي جاهاگسترانيده واولويت استخدام براساس قانون اين باندها پسر خاله وپسر عمو......
مي باشد وگرنه من شخصا" ايرادي بر دولت محترم نمي بينم ،بلكهمقصر ما هستيم كه تارفتيم سر كار بايد پسر خاله هم با پسر عمو و....هم بيايند پيش ما تادلتنگشون نشيم
ياعلي
+
نوشته شده در جمعه هجدهم آبان 1386ساعت 12:21 بعد از ظهر توسط یدی
|
سلام دوستان
من یه شعر نصف و نیمه گفتم تقدیم شما:
شنیده ام که بایکی،دوست ورفیق ومونسی
اینجامیای ،اونجامیری،تحویل نمی گیری کسی
شنیده هام دروغ که نیست،جون عزیزت می دونم
باهرکسی که می پری،ازتوچشات من می خونم
حاشاکه اصلا"نکنی،که باکسی نمی پری
یادت باشه هرجاباشه،یادمنو هم می بری
یاده منم همیشگی،تو قلب تو خونه زده
حالاتن کثیفت و ،به هرکسی خواستی بد
من نمی گم همه می گن،تو رو سیاهی همیشه
نگوکه من رو نمی خوای،که این یه روزی رو میشه
دوستان گلم شرمنده شما کم و زیادش رو شما ببخشید
یاعلی
+
نوشته شده در چهارشنبه نهم آبان 1386ساعت 9:49 بعد از ظهر توسط یدی
|